بسم الله الرحمن الرحیم

فرا رسیدن ٣ جمادی الثانی سالروز شهادت صدیقه طاهره حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها سلام الله علیها و آغاز ایام فاطمیه را به محضر امام عصر حضرت حجة ابن الحسن عسکری یگانه وارث بر حق ائمه اطهار علیهم السلام اجمعین و منجی عالم بشریت و ناموس دهر و عدالت گستر جهان علیه آلاف التحیة و السلام و عموم شیعیان جهان تسلیت عرض مینماییم .

در ادامه مطلب بخوانید

گزیده آیاتی که بتفسیر و تاویل اهل بیت علیهم السلام اجمعین شواهدی بر مظلوم بودن اهل بیت ع می باشد

شخصیّت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها علیها­السَّلام از دیدگاه اقبال

بهترین موقع دعا از دیدگاه حضرت زهرا سلام الله علیها

استغاثه به آن حضرت با دعا و نماز

دعاى توسل و آثار آن

حدیث شریف کساء

حرز حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

دعاى نور و آثار آن

زیارت حضرت زهرا سلام الله علیها

نماز حضرت زهرا سلام الله علیها

انگشتر حضرت زهرا سلام الله علیها

 


هو الشهید

گزیده آیاتی که بتفسیر و تاویل اهل بیت علیهم السلام اجمعین شواهدی بر مظلوم بودن اهل بیت ع می باشد

مناقب: محمّد بن مسلم از حضرت باقر در مورد آیه الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ کسانى که از شهر خود تبعید شده‏اند، فرمود: در باره ما نازل شده.

ابن عباس: در آیه: وَ لَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ مِنْ قَبْلِکُمْ وَ مِنَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا أَذىً کَثِیراً خواهى شنید از یهود و نصارى و از مشرکین آزار و اذیت زیادى.

فرمود فقط در باره پیامبر اکرم صلى اللَّه علیه و آله و سلم و اهل بیت او نازل شد. تفسیر عیاشى: ابو حمزه از حضرت باقر علیه السّلام نقل کرد که این آیه را جبرئیل چنین آورده وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکُمْ فَمَنْ شاءَ فَلْیُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْیَکْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنا لِلظَّالِمِینَ آل محمّد حقهم ناراً بگو حق از جانب پروردگار شما است هر که مایل است ایمان آورد و هر که میخواهد کافر باشد ما آماده کرده‏ایم براى ستمگران حق آل محمّد آتشى.

در تفسیر قمى است که الْحَقُّ مِنْ رَبِّکُمْ یعنى ولایت علی بن ابى طالب علیه السّلام.

از کنز جامع الفوائد: نیز همین روایت نقل شده. مناقب: ابو الحسن موسى بن جعفر علیه السّلام در باره آیه وَ ما ظَلَمُونا وَ لکِنْ کانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ ستم بما نکرده‏اند ولى بخویش ستم روا داشته‏اند.

فرمود خداوند عزیز و پر قدرت‏تر از این است که باو ستم شود و یا بخود ظلم نسبت دهد ولى ما را با خود قرین قرار داده ظلم بما را ظلم بخود بحساب آورده و ولایت ما ولایت او است. کنز جامع الفوائد: عیسى بن داود از موسى بن جعفر از پدر خود نقل کرد در باره آیه: وَ قَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً لال محمّد چنین نازل شده ناامید است کسى که ستم بآل محمّد روا داشته دارد. کنز جامع: سلیم بن قیس هلالى از حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام در باره آیه وَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ و ظلم آل محمّد إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقابِ آنچه پیامبر بشما دستور داده انجام دهید و آنچه نهى کرده خوددارى نمائید از خدا بترسید در باره ظلم آل محمّد خداوند سخت کیفر میکند ستمکاران آل محمّد صلى اللَّه علیه و آله و سلم را. تفسیر عیاشى: حضرت باقر علیه السّلام فرمود جبرئیل این آیه را آورد فَبَدَّلَ الَّذِینَ ظَلَمُوا آل محمّد حقهم غَیْرَ الَّذِی قِیلَ لَهُمْ فَأَنْزَلْنا عَلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا آل محمّد رِجْزاً مِنَ السَّماءِ بِما کانُوا یَفْسُقُونَ  تفسیر قمى: احْشُرُوا الَّذِینَ ظَلَمُوا وَ أَزْواجَهُمْ فرمود: یعنى بیاورید کسانى را که بآل محمّد ستم روا داشته‏اند و اشخاصى که شبیه آنهایند. تفسیر قمى: عبد الرحمن بن کثیر از حضرت صادق علیه السّلام در باره آیه: ما أَصابَ مِنْ مُصِیبَةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لا فِی أَنْفُسِکُمْ إِلَّا فِی کِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها نیست مصیبتى در زمین و نه در جانهاى شما مگر اینکه در کتابى است پیش از آنکه پدید آریم آن را.

فرمود راست فرموده خداوند و پیامبرانش تبلیغ کرده‏اند و کتاب خدا در آسمان علم خدا است بآن و کتاب خدا در زمین اعلام خدا است بما در شب‏ قدر و در غیر شب قدر إِنَّ ذلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرٌ.

حسن بن عباس حریش از ابو جعفر ثانى علیه السّلام در آیه: لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَکُمْ فرمود حضرت صادق علیه السّلام نقل کرد که مردى از پدرم راجع باین آیه پرسید فرمود در باره ابا بکر و یارانش نازل شده یک قسمت جلو و یک قسمت بعد خواهد بود لا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَکُمْ ناراحت نشوید بر آنچه از دست داده‏اید که عبارت است از امتیازاتى که بعلى بن ابى طالب علیه السّلام بخشیده شده: وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاکُمْ و خوشحال نباشید از فتنه و آشوبى که براى آزمایش شما پدید مى‏آید پس از پیامبر اکرم.

آن مرد گفت گواهى میدهم شما از داورانى هستید که در حکم شما اختلافى نیست از جاى حرکت کرده رفت دیگر او را ندیدم.

شرح این خبر خواهد آمد در بخش ارواح ائمه علیهم السّلام  تفسیر قمى: أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقاتَلُونَ تا لَقَدِیرٌ آیه در باره على و جعفر و حمزه نازل شده سپس در مورد حضرت حسین علیه السّلام نیز جارى است و این آیه الَّذِینَ أُخْرِجُوا در باره حضرت حسین است یزید در پى او فرستاد تا بشام بیاورند آن جناب از مدینه بجانب کوفه رفت و در کربلا شهید شد.

ابن مسکان از حضرت صادق علیه السّلام در باره آیه: أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقاتَلُونَ نقل کرد که فرمود عامه (اهل سنت) میگویند آیه در باره پیامبر اکرم نازل شده هنگامى که قریش آن جناب را از مکه خارج کردند اما مربوط بحضرت قائم (ع) است زمانى که براى انتقام خون حسین ظهور کند و اینست معنى فرمایش او که ما اولیاى مقتول و خونبهاگیرانیم. کنز جامع الفوائد: داود بن سلیمان از حضرت رضا از آباء گرام خود نقل کرد که پیامبر اکرم فرمود خداوند بهشت را بر ستمگران اهل بیت من و کشندگان و ناسزاگویان و همکاران ایشان حرام نموده آنگاه این آیه را تلاوت نمود: أُولئِکَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ وَ لا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَ لا یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ لا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ. کافى: حضرت باقر علیه السّلام فرمود: جبرئیل این آیه را چنین براى پیامبر اکرم آورد: فَبَدَّلَ الَّذِینَ ظَلَمُوا آل محمّد حقهم قَوْلًا غَیْرَ الَّذِی قِیلَ لَهُمْ فَأَنْزَلْنا عَلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا، آل محمّد حقهم رِجْزاً مِنَ السَّماءِ بِما کانُوا یَفْسُقُونَ.

و فرمود جبرئیل این آیه را چنین آورد: إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ ظَلَمُوا آل محمّد حقهم لَمْ یَکُنِ اللَّهُ لِیَغْفِرَ لَهُمْ وَ لا لِیَهْدِیَهُمْ طَرِیقاً  إِلَّا طَرِیقَ جَهَنَّمَ خالِدِینَ فِیها أَبَداً وَ کانَ ذلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیراً.

سپس فرمود: یا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَکُمُ الرَّسُولُ بِالْحَقِّ مِنْ رَبِّکُمْ مردم پیامبر یک واقعیت و حقیقت را از جانب پروردگار شما آورده راجع بولایت على فَآمِنُوا خَیْراً لَکُمْ وَ إِنْ تَکْفُرُوا و اگر کفر بورزید بولایت: فَإِنَّ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ.

هر چه در آسمانها و زمین است در اختیار خداست.

توضیح: در مورد آیه: فَبَدَّلَ الَّذِینَ ظَلَمُوا قَوْلًا غَیْرَ الَّذِی قِیلَ لَهُمْ آیه جریان باب حطه بنى اسرائیل را نقل میکند که به آنها گفتند بگوئید حطه تا گناهان شما را بیامرزیم آنها چیز دیگرى گفتند شاید منظور اینست که ولایت آل محمّد در این آیه نظیر باب حطه بنى اسرائیل است.

چنانچه در اخبار زیادى نقل شده که پیامبر اکرم فرمود مثل اهل بیت من مانند باب حطه بنى اسرائیل است. و یا منظور اینست که این معنى یکى از بطون آیه است زیرا خداوند در قرآن کریم قصه پیامبران و امت‏هاى پیش را آورده براى توجه و تذکر که نظیر آن در این امت نیز هست با اینکه در تفسیر امام حسن عسگرى علیه السّلام و غیر آن وارد شده که بر در حطه بنى اسرائیل اسماء پیامبر اکرم و ائمه نوشته شده بود و مأمور بودند که نسبت بآنها ابراز کوچکى و اقرار بفضل و مقامشان بنمایند

ولى ایشان امتناع ورزیدند بهمین جهت بر آنها عذاب نازل شد، دیگر جاى اشکالى نیست. اما آیه دوم در قرآن چنین است:

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ ظَلَمُوا لَمْ یَکُنِ اللَّهُ لِیَغْفِرَ لَهُمْ وَ لا لِیَهْدِیَهُمْ طَرِیقاً ... کافى: علی بن جعفر گفت از حضرت ابو الحسن شنیدم مى‏فرمود وقتى پیامبر اکرم دید تیم (ابا بکر) و عدى (عمر) و بنى امیه بر منبر او بالا رفتند ناراحت شد خداوند این آیه را به پیامبر اکرم نازل کرد براى تسلى خاطرش: وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبى‏ زمانى که بملائکه دستور دادیم براى آدم سجده کنند همه سجده کردند بجز شیطان که امتناع ورزید سپس وحى کرد یا محمّد من دستور دادم ولى شیطان اطاعت نکرد تو نیز ناراحت نباش که دستور دادى ولى در باره وصیت نپذیرفتند.  کنز: ابو حمزه از حضرت باقر نقل میکند در باره آیه: وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لا یَزِیدُ ستمگران حق آل محمّد را إِلَّا خَساراً.

عیسى بن داود همین روایت را از موسى بن جعفر نقل مى‏کند.  کنز جامع الفوائد: جابر از حضرت صادق علیه السّلام در باره آیه: وَ أَسَرُّوا النَّجْوَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فرمود ستمگران حق آل محمّد.کنز جامع: عیسى بن داود از موسى بن جعفر از جدش نقل کرد که این آیه در باره آل محمّد فقط نازل شده: أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ،  الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ تا این قسمت: وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ.  کنز: با همین اسناد از حضرت صادق علیه السّلام نقل میکند در باره آیه:

الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ در باره ما فقط نازل شده امیر المؤمنین و فرزندانش و آنچه در باره اولاد فاطمه علیها السّلام مرتکب شدند. کنز: ضریس از حضرت باقر نقل میکند آیه: أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقاتَلُونَ‏ در باره حسن و حسین علیهما السّلام نازل شده و از عبد اللَّه بن عجلان از حضرت باقر نقل میکند که در باره حضرت قائم و اصحابش نازل شده. توضیح: مرحوم طبرسى مینویسد این اولین آیه‏ایست که در باره قتال نازل شده و تقریر آن چنین است: اجازه داده شده بمؤمنین که پیکار کنند به واسطه ستمى که بر آنها روا داشته شده از شهر و منزل خود آنها را اخراج کرده‏اند و اهانت و آزار بر آنها روا داشته‏اند خداوند بر یارى ایشان قادر است این خود وعده‏ایست که ایشان را یارى خواهد نمود. حضرت باقر فرموده در باره مهاجرین است و آل محمّد را هم فرا میگیرد از دیار خود اخراج شده‏اند و آنها را در ترس و وحشت گرفته‏اند. از کنز جامع الفوائد: که حضرت باقر علیه السّلام فرمود در باره علی و حمزه و جعفر نازل شده حضرت حسین علیه السّلام را هم فرا مى‏گیرد. کنز جامع الفوائد: عبد اللَّه بن حسین از پدر خود از جدش از حسین بن علی از پدر بزرگوار خود نقل کرد که چون این آیه نازل شد: الم  أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ من به پیامبر اکرم عرضکردم این آزمایش چیست؟ فرمود: یا علی تو گرفتار خواهى شد و در آینده بداد خواهى میایستى خود را آماده خصومت نما. کنز: سماعه از حضرت صادق نقل کرد که شبى پیامبر اکرم در مسجد بود نزدیک صبح امیر المؤمنین علیه السّلام آمد پیامبر اکرم او را صدا زد عرضکرد:

بلى فرمود بیا پیش همین که نزدیک شد فرمود علی جان امشب جایى بخواب که مرا مشاهده کنى از خداوند هزار حاجت خواستم برایم برآورد براى تو نیز مانند آنها را خواستم پذیرفت درخواست کردم که امتم بر امامت تو اجتماع و توافق نمایند.

خداوند این را نپذیرفت فرمود: الم  أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ. از کنز: همین آیه نقل شده سدی میگوید: فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا راستگویان علی و اصحاب اویند وَ لَیَعْلَمَنَّ الْکاذِبِینَ دشمنان علی. کنز: جابر جعفى از حضرت باقر علیه السّلام در باره آیه: وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولئِکَ ما عَلَیْهِمْ مِنْ سَبِیلٍ فرمود: آیه در باره حضرت قائم علیه السّلام وقتى قیام کند انتقام خواهد گرفت از بنى امیه و مکذبین و دشمنان علی. کنز: ابو حمزه از حضرت باقر نقل کرد که ایشان خواند: و ترى ظالمى آل محمّد حقهم لما رأوا العذاب مى‏بینى ستمگران حق آل محمّد را که چون چشمشان بعذاب بیافتد فرمود عذاب آنها علی علیه السّلام است: یَقُولُونَ هَلْ إِلى‏ مَرَدٍّ مِنْ سَبِیلٍ میگویند آیا راهى براى برگشت وجود دارد. با همین اسناد در مورد آیه:

إِنَّ لِلَّذِینَ ظَلَمُوا آل محمّد حقهم عَذاباً دُونَ ذلِکَ. کنز: با همین اسناد از حضرت باقر علیه السّلام نقل میکند در آیه: خاشِعِینَ مِنَ الذُّلِّ یَنْظُرُونَ مِنْ طَرْفٍ خَفِیٍّ از خوارى چنان خود را کوچک مى‏کنند و از زیر چشم نگاه میکنند بحضرت قائم عجل اللَّه فرجه.

با همین اسناد در باره آیه: وَ لَنْ یَنْفَعَکُمُ الْیَوْمَ إِذْ ظَلَمْتُمْ امروز براى شما سودى ندارد که ستم بآل محمّد روا داشتید أَنَّکُمْ فِی الْعَذابِ مُشْتَرِکُونَ اینکه در عذاب همه با هم شریک هستید.

با همین اسناد از حضرت صادق علیه السّلام در باره آیه: وَ ما ظَلَمْناهُمْ وَ لکِنْ کانُوا هُمُ الظَّالِمِینَ فرمود ما بآنها ستم روا نداشتیم که واگذاردند ولایت اهل بیت ترا ولى آنها خود ستم را پیشه کردند. کنز جامع: اسحاق بن محمّد از پدر خود از حضرت صادق از آباء گرام خود علیهم السّلام نقل کرد که پیامبر اکرم بفاطمه علیها السّلام فرمود شوهرت بعد از من چنین و چنان خواهد دید جریانهاى پس از خود را بفاطمه علیها السلام‏ اطلاع داد.

عرضکرد یا رسول اللَّه از خدا درخواست نمى‏کنید این ناراحتى‏ها را از او رفع کند فرمود چرا درخواست کردم فرمود او گرفتار خواهد شد و گروهى بواسطه او آزمایش مى‏شوند جبرئیل این آیه را آورد: قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِی تُجادِلُکَ فِی زَوْجِها وَ تَشْتَکِی إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ یَسْمَعُ تَحاوُرَکُما إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ بَصِیرٌ خدا شنید سخن آن بانو که با تو در مورد شوهرش میگفت و شکایت بخدا مینمود سخنان شما را شنید، خداوند شنوا و بینا است البته شکایت حضرت فاطمه از ناراحتیهائى بود که علی خواهد دید نه اینکه از خود شکایت داشته باشد.

توضیح: بنا بر این تأویل حکم ظهار مربوط باین آیه نمى‏شود از این قبیل در آیات زیاد است. کنز: روایت شده وقتى که کار براى ابا بکر درست شد و مردم با او بیعت کردند مردى خدمت امیر المؤمنین علیه السّلام آمد موقعى که داشت خاک بر قبر پیامبر اکرم میریخت و در دست بیلى داشت گفت مردم با ابا بکر بیعت کردند خوارى و ذلت در انصار آشکار شد و طلقاء (کسانى که در فتح مکه پیامبر آنها را آزاد کرد) با عجله به سوى بیعت ابا بکر شتافتند مبادا این مقام بشما برسد.

علی علیه السّلام سربیل را بزمین فرو برد و دسته آن را بدست گرفت آنگاه این آیات را خواند: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ  الم،  أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ،  وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَ لَیَعْلَمَنَّ الْکاذِبِینَ،  أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ السَّیِّئاتِ أَنْ یَسْبِقُونا ساءَ ما یَحْکُمُونَ. تفسیر عیاشى: جابر گفت بحضرت باقر علیه السّلام عرضکردم این آیه را که‏ خدا به پیامبر مى‏فرماید: لَیْسَ لَکَ مِنَ الْأَمْرِ شَیْ‏ءٌ برایم تفسیر فرمائید.

فرمود: جابر! پیامبر اکرم خیلى میل داشت که علی پس از او فرمانرواى مردم شود ولى خدا میدانست چنین نخواهد شد.

عرضکردم پس معنى آیه چیست؟ فرمود: بلى منظور اینست که مى‏فرماید یا محمّد این کار بسته به میل تو نیست در مورد علی زمام و اختیار دست من است در مورد او و دیگران مگر در آیات قرآن بر تو نازل نکردم آیه: الم  أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ تا وَ لَیَعْلَمَنَّ الْکاذِبِینَ فرمود پیامبر اکرم کار را بخدا واگذاشت.

توضیح: در خطبه قاصعه حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام توضیح داد، و آشکار نموده تأویل این آیه را.( بخش امامت-ترجمه جلد هفتم بحار الانوار    ج‏2    192    بخش پنجاه و هشتم)

شخصیّت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها سلام الله علیها سلام الله علیها علیها­السَّلام از دیدگاه اقبال

علّامه اقبال درباره عصمت حضرت صدّیقه طاهره، فاطمه زهرا سلام الله علیها سلام الله علیها علیها­السَّلام و پاکی و طهارت ایشان، چنین اظهار عقیده می­کند:

رشته آیین حق زنجیر پاست/ پاس فرمان جناب مصطفی است

ورنه گرد تربتش گردیـدمـی / سجـده­ها بر خاک او پـاشیـدمی

علّامه اقبال، حضرت صدّیقه طاهره، فاطمه زهرا سلام الله علیها سلام الله علیها علیهاالسَّلام را سرور زنان مسلمان جهان دانسته و نمونه و سرمشق عالی برای همه بانوان می­داند. وی تصریح می­کند حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها سلام الله علیها علیهاالسَّلام، اُسوه کاملی است برای جملگی زنان اسلام و عالَم. ابیات زیـر، ارادت و باور ویژه شاعر را نسبت به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها سلام الله علیها علیها­السَّلام آشکار می­سازد:

مریم از یک نسبت عیسی عزیز/ از سه نسبت حضرت زهرا سلام الله علیها سلام الله علیها عزیز

نـور چـشـم رحـمـة لـلعالمیـن/ آن امـام اولیـــن و آخــــرین

بانوی آن تاجدار هــــــل اتـی/ مـرتضی مشکل گشا شیر خدا

پادشاه و کـلبه و ایــــوان او/ یــک حسام و یک زره سامان او

مادر او مرکز پرگار عـــشـق/مـــــادر آن قــــافله سالار عشق

از نوای زندگی سوزِ حـــسین /اهـــل حـــق حریّت آموز حسین

مـزرع تسلیـم را حاصل بتـول/ مــــادران را اُســـوه کامل، بـتول

علّامه اقبال هنگامی که در انجمن زنان مدرسه­ها در سال 1929 میلادی بنا به تقاضای زنان مسلمان روشن­فکر و دانشگاهی و متعهّد سخنرانی کرد، در پایان به پاس ارائه رهنمودهای عالی و مترقّی و ارشاد بانوان به نقش راستین والایشان، لوح سپاس دریافت نمود. آری، علّامه اقبال حقّی بزرگ بر گردن زنان مسلمان شبه قارّه هند دارد؛ زیرا او نخستین بار ضمن تشویق زنان به کسب علوم و دانش روز، آن­ها را از مکر، حیله و فساد غرب بر حَذَر داشت؛ او می­گوید: زن در رابطه با فساد کنونی تقصیری ندارد، ماه و پروین و ستارگان بر شرافت و پاکدامنی او گواه صادقی هستند. منشأ و علت فسادش همانا کیفیت معاشرت و روابط نادرست و آداب فرهنگی است. اقبال در کتاب «رموز بی­خودی» خطاب به بانوان اسلام چنین سروده است:

بر سر سود و زیان سودا مزن/ گـام جـز بر جـاده آبـا مزن

هـوشیـار از دستـبـرد روزگار/ گیر فرزندان خود را در کنار

مرد و زن وابسته یکـدیگرنـد/کـائـنـات شرق را صورتگرند

آری، زن مسلمان باید براساس اصالت فرهنگ و سنّت کهن خود گام بردارد؛ و این با تحصیل علم، دانش، هنر و صنایع منافات ندارد؛ هر دو را می­توان با همدیگر داشت؛ اسلام با مفاسد و بی­عفّتی مخالف است، نه با تمدّن، علم، دانش، صنعت و تجارت. حجاب زن برای مصونیّت اوست نه برای محدودیّتش. حجاب، حصار و حصنِ حصین بانوان است. زنان مسلمان باید حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها سلام الله علیها ، خدیجه کبری و زینب اطهر علیهنَّ­السَّلام را اسوه کامل خود قرار دهند. اگر جامعه اسلامی بتواند زنان را با الگوی اسلامی تربیت کند، یعنی آنان الگویی زهرا سلام الله علیها سلام الله علیهایی و زینبی داشته باشند،       می­توانند دنیا و تاریخ را تحت تأثیر خود قرار دهند. اگر زن در جامعه بتواند به علم، معرفت و کمالات معنوی و اخلاقی که خدای متعال و آیین الاهی برای همه انسان­ها در نظر گرفته، برسد، آن وقت به مقام شامخ حقیقی خود نایل خواهد آمد و تربیت فرزندان خود را بهتر کرده و گره­های زندگی را آسان­تر خواهد گشود:

فطرت تو جَذْبه ها دارد بلند/چشم هوش از اسوه زهرا سلام الله علیها سلام الله علیها مبند

تا حسینی شاخ تو بار آورد/ مــوسم پیشین به گلزار آورد

شکل­گیریِ اخلاق و آداب فرزندان بیشتر از ناحیه مادران است؛ زیرا آنان علاوه بر مسأله وراثت، بیشتر از پدران با فرزندان خود تماس دارند؛ لذا به طور قطع، اثرپذیریِ فرزندان از مادران بیشتر است.

هنگامی که محمَّد حَـنَـفـیـّه، فرزند حضرت امیرمؤمنان علی علیه­السَّلام ، آن شجاعت و دلاوریِ بایسته را در جنگ جمل از خود نشان نداد و برای حمله به دشمن و  تاختن به قلب سپاه کفر درنگ کرد، حضرت امیر و فرمود: این را از مادرت به ارث برده­ای!!

علّامه اقبال لاهوری از محبّت محمَّد و آل محمَّد علیهم­السَّلام  برخوردار بود. وی در رساله « رموز بی­خودی» از حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها سلام الله علیها علیهاالسَّـلام با عنوان «سَـیِّدة نِـساء العالَمین» یاد کرده و می­گوید: حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها سلام الله علیها علیهاالسَّلام مادر گرامی اربابان عشق بود، مادر کسی که مرکز پرگار عشق است، مادر کسی که کاروان سالارِ عشق است. حقیقت امر این است که هر موی اقبال، اسیر عشق محمّد صلَّی الله علیه و آله بود و معلوم است کسی که عاشق محمّد صلَّی الله علیه و آله باشد، غیر ممکن است که ولای آل محمّد صلَّی الله علیه و آله را انکار کند:

مــــــزرع تسلیم را حاصل بـــتول/ مــــادران را اســـوه کامل بتول

بـهـر محتاجی دلش آن گونه سوخت/بـا یـهودی چادر خود را فروخت

نـــــوری و هـــم آتشی فرمانبرش/ گم رضایش در رضـای شـوهــرش

مــادر آن مرکـز پـــرگار عـــــشق/ مـــــادر آن قـــافله سـالار عشق

آن ادب­پـرورده صــبـــر و رضـــــا/آســیـــــاگردان و لب قرآن سرا

گریه­های او ز بـــالین بــــی­نیاز/ گـــــوهر افشاندی به دامان نماز

اشک او بـرچیـد جبـریل از زمین /همچو شبنم ریخت بر عرش برین

رشته آیین حق زنــجیر پــــاست/پـــاس فرمان جناب مصطفی است

آری، زنانی چون فاطمه زهرا سلام الله علیها سلام الله علیها علیهَاالسَّلام، آب بندِ نخل جمعیّت و جامعه­اند، نگاهبانِ سرمایه­هایِ ملَّت، امانت دارِ نعمت حقّ­اند و پاس دارِ شَـرَف:

آب بندِ نخلِ جمعیَّت تویی/حــــافظ ســـرمایه ملت تویی

ای امـین نعمت آیین حـق/در نَفَس های تــو سِـرّ ِدین حق

بهترین موقع دعا از دیدگاه حضرت زهرا سلام الله علیها سلام الله علیها سلام الله علیها

یکى از مهمترین و لازمترین امور زندگى یک مؤمن ارتباط برقرار کردن با خدا از طریق دعا و نیایش است در زندگى اولیاء خدا دعا جایگاه اساسى و ویژه دارد و بخش مهمى از بهترین اوقات آنها اختصاص به دعا و نیایش دارد.

در قسمت دعا، انبوهى از دعاهایى که از ناحیه مقدس حضرت زهرا سلام الله علیها سلام الله علیها علیهاالسلام رسیده فهرست‏وار نقل کردیم. اما یکى از مسائل دیگر در مورد دعا رعایت آداب دعا از جمله زمان دعا است. اولیاء خدا مترصد اوقات بودند و بهترین زمانها را براى دعا انتخاب مى‏نمودند در اینجا به روایتى مى‏پردازیم که یکى از اوقات مناسب براى دعا را فاطمه زهرا سلام الله علیها سلام الله علیها علیهاالسلام به ما در قول و عمل معرفى مى‏کنند.

قالت فاطمه الزهرا سلام الله علیها سلام الله علیها علیهاالسلام:

سمعت النبى صلى اللَّه علیه و آله، ان فى الجمعة لساعة لا یراقبها رجل مسلم یسال اللَّه عز و جل فیها خیرا الا اعطاه ایاه قالت فقلت: یا رسول‏اللَّه اى ساعة هى؟ قال اذا تدلى نصف عین الشمس للغروب قال و کانت فاطمة علیهاالسلام تقول لغلامها: اصعد على الضراب فاذا رایت نصف عین الشمس قد تدلى للغروب فاعلمنى حتى ادعو. (1)

(فاطمه زهرا سلام الله علیها سلام الله علیها علیهاالسلام مى‏فرماید: از پیامبر صلى اللَّه علیه و آله شنیدم، در روز جمعه ساعتى است که هیچ مسلمانى مراقب آن نبوده که حاجت خیرى از خداى عزوجل بخواهد مگر آنکه حاجت او را برآورده ساخته است. فاطمه علیهاالسلام مى‏گوید عرض کردم یا رسول‏اللَّه آن چه ساعتى است؟ فرمود: آن هنگامى است که نصف قرص خورشید در موقع غروب پنهان شود. پس از آن فاطمه به غلام خود فرمود: بر فراز بام درآى و چون دیدى نصف قرص خورشید در هنگام غروب پنهان شد به من خبر ده تا دعا کنم.)

1ـ کوثر ولایت/ ح 88/ ص 51

استغاثه به آن حضرت با دعا و نماز

الاستغاثة الیها علیهاالسلام بالصلاة والدعاء

عن الصادق علیه‏السلام: اذا کانت لاحدکم استغاثة الى اللَّه تعالى، فلیصل رکعتین، ثم یسجد و یقول:

یا مُحَمَّدُ یا رَسُولَ‏اللَّهِ، یا عَلِىُّ یا سَیِّدَ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُؤْمِناتِ، بِکُما اَسْتَغیثُ اِلَى اللَّهِ تَعالى، یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ اَسْتَغیثُ بِکُما، یا غَوْثاهُ بِاللَّهِ وَ بِمُحَمَّدٍ وَ عَلِىٍّ وَ فاطِمَةَ- و تعدّ الائمة علیهم‏السلام- بِکُمْ اَتَوَسَّلُ اِلَى اللَّهِ تَعالى.

فانک تغاث من ساعتک ان‏شاءاللَّه تعالى.

الاستغاثة الیها علیهاالسلام بالصلاة والدعاء

عن الصادق علیه‏السلام: اذا کانت لک حاجة الى اللَّه تعالى و تضیق بها ذرعاً، فصلّ رکعتین، فاذا سلّمت کبّر اللَّه ثلاثاً، و سبّح تسبیح فاطمة علیهاالسلام، ثم اسجد و قل مائة مرة:

یا مَوْلاتى فاطِمِةُ، اَغیثینى.

ثم ضع خدّک الأیمن على الارض و قل مثل ذلک، ثم عد الى السجود و قل ذلک مائة مرة و عشر مرّات، و اذکر حاجتک، فان اللَّه یقضیها.

الاستغاثة الیها علیهاالسلام بالصّلاة والدعاء

تصلّى رکعتین، ثم تسجد و تقول: یا فاطِمَةُ- مائة مرة، ثم تضع خدّک الایمن على الارض و قل مثل ذلک، و تضع خدّک الایسر على الارض و تقول مثله، ثم اسجد و قل ذلک مائة و عشر دفعات، و قل:

یا امِناً مِنْ کُلِّ شَىْ‏ءٍ وَ کُلُّ شَىْ‏ءٍ مِنْکَ خائِفٌ حَذِرٌ، اَسْاَلُکَ بِاَمْنِکَ مِنْ کُلِّ شَىْ‏ءٍ وَ خَوْفِ کُلِّ شَىْ‏ءٍ منْکَ، اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تُعْطِیَنى اَماناً لِنَفْسى وَ اَهْلى وَ مالى وَ وَلَدى، حَتَّى لا اَخافُ اَحَداً وَ لا اَحْذَرُ مِنْ شَىْ‏ءٍ اَبَداً، اِنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدیر.

الاستغاثة الیها علیهاالسلام بالدعاء

تقول خمسمائة و ثلاثین مرة:

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى فاطِمَةَ وَ اَبیها، وَ بَعْلِها وَ بَنیها، بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُکَ.

الاستغاثة الیها علیهاالسلام بالدعاء

اِلهى بِحَقِّ فاطِمَةَ وَ اَبیها، وَ بَعْلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها.

(ترجمه فارسى)

استغاثه به آن حضرت با نماز و دعا

از امام صادق علیه‏السلام روایت شده: هر کدام از شما استغاثه‏اى به خداوند داشتید، دو رکعت نماز گذارده، آنگاه سجده نموده و گوئید:

اى محمد اى پیامبر خدا، اى على اى آقاى زنان و مردان مؤمن، به شما از خداوند طلب یارى مى‏جویم، اى محمد اى على به شما از خداوند فریادرسى مى‏طلبم، اى فریادرس به خدا و به محمد و على و فاطمه- و تمامى ائمه علیهم‏السلام را نام برده- با شما به خداوند توسّل مى‏جویم.

که در همان لحظه حاجتت برآورده مى‏شود.

استغاثه به آن حضرت با نماز و دعا

از امام صادق علیه‏السلام روایت شده: هرگاه حاجتى داشتید که نسبت به آن بسیار در سختى قرار گرفته‏اید، دو رکعت نماز گذارده، پس از نماز سه بار تکبیر گفته، آنگاه تسبیح حضرت زهرا سلام الله علیها سلام الله علیها علیهاالسلام را بگوید، سپس سجده کرده و صد بار بگو:

اى مولاى من اى فاطمه، بفریادم رس.

آنگاه گونه راستت را بر زمین قرار ده و همین ذکر را تکرار کن، آنگاه دوباره سجده کن و صد و ده بار آنرا بگو، و حاجتت را ذکر کن، خداوند حاجتت را برآورد.

استغاثه به آن حضرت با نماز و دعا

دو رکعت نماز مى‏خوانى، آنگاه سجده کرده و صد بار مى‏گوئى: اى فاطمه، سپس گونه راستت را بر زمین نهاده و همین ذکر را مى‏گوئى، آنگاه گونه چپ خود را بر زمین نهاده و آن را تکرار مى‏نمائى، آنگاه سجده کرده و صد و ده بار آن را ذکر نموده، و مى‏گوئى:

اى آنکه از هر چیز در امنیت بوده و هر چیز از تو در خوف و هراس مى‏باشد، به امنیتت از هر چیز و هراس هر چیز از تو، از تو مى‏خواهم که بر محمد و خاندانش درود فرستى و در جان و خاندان و اموال و فرزندانم به من امنیتى عطا نمائى که از کسى نترسم و هرگز از چیزى هراسى به دل راه ندهم، تو بر هر چیز قادرى.

استغاثه به آن حضرت با دعا

پانصد و سى بار بگو:

خداوندا! بر فاطمه و پدرش و شوهرش و فرزندانش، به اندازه آنچه علمت بدان احاطه دارد، درود فرست.

استغاثه به آن حضرت با دعا

بار الها! به حق فاطمه و پدرش و شوهرش و فرزندانش و سرّى که در او به امانت نهاده شده است.

دعاى توسل و آثار آن

علامه مجلسى ره فرموده که در بعضى از کتب معتبره نقل کرده‏اند از محمد بن بابویه که این دعا توسل را از ائمه علیهم‏السلام روایت کرده است و گفته است در هیچ امرى نخواندم مگر آنکه اثر اجابت را به زودى یافتم اینست دعا:

اللهم انى اسئلک و اتوجه الیک بنبیک نبى الرحمة، محمد صلى اللَّه علیه و اله، یا اباالقاسم یا رسول‏اللَّه، یا امام الرحمة یا سیدنا و مولینا، انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الى اللَّه، و قدمناک بین یدى حاجاتنا، یا وجیها عنداللَّه، اشفع لنا عنداللَّه، یا اباالحسن یا امیرالمؤمنین، یا على بن ابى‏طالب، یا حجة اللَّه على خلقه، یا سیدنا و مولینا، انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الى اللَّه، و قدمناک بین یدى حاجاتنا، یا وجیها عنداللَّه، اشفع لنا عنداللَّه، یا فاطمة الزهرا سلام الله علیها سلام الله علیهاء یا بنت محمد، یا قرة عین الرسول، یا سیدتنا و مولاتنا، انا توجهنا واستشفعنا و وسلنا بک الى اللَّه، و قدمناک بین یدى حاجاتنا، یا وجیهة عنداللَّه، اشفعى لنا عنداللَّه، یا ابامحمد یا حسن بن على، ایها المجتبى یابن رسول‏اللَّه، یا حجة اللَّه على خلقه، یا سیدنا و مولینا، انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الى اللَّه، و قدمناک بین یدى حاجاتنا، یا وجیها عنداللَّه، اشفع لنا عنداللَّه، یا اباعبداللَّه یا حسین بن على، ایها الشهید یابن رسول‏اللَّه، یا حجة اللَّه على خلقه، یا سیدنا و مولینا، انا توجهنا واستشفعنا و توسلنا بک الى اللَّه، و قدمناک بین یدى حاجاتنا، یا وجیها عنداللَّه، اشفع لنا عنداللَّه، یا اباالحسن یا على بن الحسین، یا زین‏العابدین یابن رسول‏اللَّه، یا حجة اللَّه على خلقه، یا سیدنا و مولینا، انا توجهنا واستشفعنا و توسلنا بک الى اللَّه، و قدمناک بین یدى حاجاتنا، یا وجیها عنداللَّه، اشفع لنا عنداللَّه، یا اباجعفر یا محمد بن على، ایها الباقر یابن رسول‏اللَّه، یا حجة اللَّه على خلقه، یا سیدنا و مولینا، انا توجهنا واستشفعنا و توسلنا بک الى اللَّه، و قدمناک بین یدى حاجاتنا، یا وجیها عنداللَّه، اشفع لنا عنداللَّه، یا اباعبداللَّه یا جعفر بن محمد، ایها الصادق یابن رسول‏اللَّه، یا حجة اللَّه على خلقه، یا سیدنا و مولینا، انا توجهنا واستشفعنا و توسلنا بک الى اللَّه، و قدمناک بین یدى حاجاتنا، یا وجیها عنداللَّه، اشفع لنا عنداللَّه، یا اباالحسن یا موسى بن جعفر، ایها الکاظم یابن رسول‏اللَّه، یا حجة اللَّه على خلقه، یا سیدنا و مولینا، انا توجهنا واستشفعنا و توسلنا بک الى اللَّه، و قدمناک بین یدى حاجاتنا، یا وجیها عنداللَّه، اشفع لنا عنداللَّه، یا اباالحسن یا على بن موسى، ایها الرضا یابن رسول‏اللَّه، یا حجة اللَّه على خلقه، یا سیدنا و مولینا، انا توجهنا واستشفعنا و توسلنا بک الى اللَّه، و قدمناک بین یدى حاجاتنا، یا وجیها عنداللَّه، اشفع لنا عنداللَّه، یا اباجعفر، یا محمد بن على، ایها التقى الجواد یابن رسول‏اللَّه، یا حجة اللَّه على خلقه، یا سیدنا و مولینا، انا توجهنا واستشفعنا و توسلنا بک الى اللَّه، و قدمناک بین یدى حاجاتنا، یا وجیها عنداللَّه، اشفع لنا عنداللَّه، یا اباالحسن یا على بن محمد، ایها الهادى النقى یابن رسول‏اللَّه، یا حجة اللَّه على خلقه، یا سیدنا و مولینا، انا توجهنا واستشفعنا و توسلنا بک الى اللَّه، و قدمناک بین یدى حاجاتنا، یا وجیها عنداللَّه، اشفع لنا عنداللَّه، یا ابامحمد یا حسن بن على، ایها الزکى العسکرى یابن رسول‏اللَّه، یا حجة اللَّه على خلقه، یا سیدنا و مولینا، انا توجهنا واستشفعنا و توسلنا بک الى اللَّه، و قدمناک بین یدى حاجاتنا، یا وجیها عنداللَّه، اشفع لنا عنداللَّه، یا وصى الحسن والخلف الحجة، ایها القائم المنتظر المهدى، یابن رسول‏اللَّه، یا حجة اللَّه على خلقه، یا سیدنا و مولینا، انا توجهنا واستشفعنا و توسلنا بک الى اللَّه، و قدمناک بین یدى حاجاتنا، یا وجیها عنداللَّه، اشفع لنا عنداللَّه.

پس حاجات خود را بطلبد که برآورده مى‏شود انشاءاللَّه تعالى، و در روایت دیگر وارد شده که بعد از این بگوید: یا سادتى و موالى، انى توجهت بکم، ائمتى و عدتى لیوم فقرى و حاجتى الى اللَّه، و توسلت بکم الى اللَّه، واستشفعت بکم الى اللَّه، فاشفعوالى عنداللَّه، واستنقذونى من ذنوبى عنداللَّه، فانکم وسیلتى الى اللَّه، و بحبکم و بقربکم ارجو نجاة من اللَّه فکونوا عنداللَّه رجائى، یا سادتى یا اولیاء اللَّه، صلى اللَّه علیهم اجمعین، و لعن اللَّه اعداء اللَّه ظالمیهم من الاولین والاخرین، امین رب‏العالمین.

حدیث شریف کساء

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمْ حِدیث الْکِساء عَنْ فاطِمَةَ الزهرا سلام الله علیها سلام الله علیهاءِ عَلَیْهَاالسَّلامُ بِنْتِ رَسُولِ‏اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ قالَ سَمِعْتُ فاطِمَةَ اَنَّها قالَتْ دَخَلَ عَلَىَّ اَبى رَسُولُ‏اللَّهِ فى بَعْضِ الْأَیَّامِ فَقالَ: اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا فاطِمَةُ فَقُلْتُ عَلَیْکَ السَّلامُ قالَ اِنّى اَجِدُ فى بَدَنى ضُعْفاً فَقُلْتُ لَهُ اُعیذُکَ بِاللَّهِ یا اَبَتاهْ مِنَ الضُّعْفِ فَقالَ یا فاطِمَةُ ایتینى بِالْکِساءِ الْیَمانىِّ وَ غَطّینى بِهِ فَاَتَیْتُهُ بِالْکِساءِ الْیَمانى فَغَطَّیْتُهُ بِهِ وَ صِرْتُ اَنْظُرُ اِلَیْهِ وَ اِذا وَجْهُهُ یَتَلَأْلَؤُ کَاَنَّهُ الْبَدْرُ فى لَیْلَةِ تَمامِهِ وَ کَمالِهِ فَما کانَتْ اِلَّا ساعَةً وَ اِذا بِوَلَدِىَ الْحَسَنِ قَدْ اَقْبَلَ وَ قالَ اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمَّاهْ فَقُلْتُ وَ عَلَیْکَ السَّلامُ یا قُرَّةَ عَیْنى وَ ثَمَرَةَ فُؤادى فَقالَ یا اُمَّاهُ! اِنّى اَشُمُّ عِنْدَکِ رائِحَةً طَیِّبَةً کَاَنَّها رائِحَةُ جَدّى رَسُولِ‏اللَّهِ فَقُلْتُ نَعَمْ اِنَّ جَدَّکَ تَحْتَ الْکِساءِ فَاَقْبَلَ الْحَسَنُ نَحْوَ الْکِساءِ وَ قالَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا جَدَّاهْ یا رَسُولَ‏اللَّهِ، اَتَأْذَنُ لى اَنْ اَدْخُلَ مَعَکَ تَحْتَ الْکِساءِ قالَ: وَ عَلَیْکَ السَّلامُ یا وَلَدى وَ صاحِبَ حَوْضى قَدْ اَذِنْتُ لَکَ فَدَخَلَ مَعَهُ تَحْتَ الْکِساءِ فَما کانَتْ اِلَّا ساعَةً وَ اِذًا بِوَلَدِىَ الْحُسَیْنِ قَدْ اَقْبَلَ وَ قالَ اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُمَّاهُ فَقُلْتُ وَ عَلَیْکَ السَّلامُ یا قُرَّةَ عَیْنى وَ ثَمَرَةَ فُؤادى فَقالَ لى یا اُمَّاهْ اِنّى اَشُمُّ عِنْدَکِ رائِحَةً طَیِّبَةً کَاَنَّها رائِحَةُ جَدّى رَسُولِ‏اللَّهِ فَقُلْتُ نَعَمْ، اِنَّ جَدَّکَ وَ اَخاکَ تَحْتَ الْکِساءِ فَدَنَا الْحُسَیْنِ نَحْوِ الْکِساءِ وَ قالَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا جَدَّاهُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مَنِ اخْتارَهُ اللَّهُ اَتَأْذَنُ لى اَنْ اَکُونَ مَعَکُما تَحْتَ الْکِساءِ؟ فَقالَ وَ عَلَیْکَ السَّلامُ یا وَلَدى وَ یا شافِعَ اُمَّتى، قَدْ اَذِنْتُ لَکَ فَدَخَلَ مَعَهُما تَحْتَ الْکِساءِ فَاَقْبَلَ عِنْدَ ذْلِکَ اَبُوالْحَسَنِ عَلِىُّ بْنُ اَبىطالِبٍ وَ قالَ اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ رَسُولِ‏اللَّهِ فَقُلْتُ وَ عَلَیْکَ اَلسَّلامُ یا اَبَاالْحَسَنِ وَ یا اَمیرَالْمُؤْمِنینَ فَقالَ یا فاطِمَةُ اِنّى اَشُمُّ عِنْدَکِ رائِحَةً طَیِّبَةً کَاَنَّها رائِحَةُ اَخى وَ ابْنِ عَمّى رَسُولِ‏اللَّهِ فَقُلْتُ نَعَمْ هاهُوَ مَعَ وَلَدَیْکَ تَحْتَ الْکِساءِ فَاَقْبَلَ عَلِىٌّ نَحْوِ الْکِساءِ وَ قالَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا رَسُولَ‏اللَّهِ اَتَأْذَنُ لى اَنْ اَکُونَ مَعَکُمْ تَحْتَ الْکِساءِ قالَ لَهُ وَ عَلَیْکَ اَلسَّلامُ یا اَخى وَ یا وَصِیّى وَ خَلیفَتى وَ صاحِبَ لِوائى قَدْ اَذِنْتُ لَکَ فَدَخَلَ عَلِىٌّ تَحْتَ الْکِساءِ ثُمَّ اَتَیْتُ نَحْوَ الْکِساءِ وَ قُلْتُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبَتاهْ یا رَسُولَ‏اللَّهِ اَتَأْذَنُ لى اَنْ اَکُونَ مَعَکُمْ تَحْتَ الْکِساءِ قالَ وَ عَلَیْکِ السَّلامُ یا بِنْتى وَ بِضْعَتى قَدْ اَذِنْتُ لَکِ فَدَخَلْتُ تَحْتَ الْکِساءِ فَلَمَّا اکْتَمَلْنا جمیعاً تَحْتَ الْکِساءِ اَخَذَ اَبى رَسُولُ‏اللَّهِ بِطَرَفَىِ الْکِساءِ وَاَوْمى بِیَدِهِ الْیُمْنى اِلَى السَّماءِ وَ قالَ اَللَّهُمَّ اِنَّ هؤُلاءِ اَهْلُ بَیْتى وَ خاصَّتى وَ حامَّتى، لَحْمُهُمْ لَحْمى وَ دَمُهُمْ دَمى یُؤْلِمُنى ما یُؤْلِمُهُمْ وَ یَحْزُنُنى ما یَحْزُنُهُمْ اَنَا حَرْبُ لِمَنْ حارَبَهُمْ وَ سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَهُمْ، وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عاداهُمْ وَ مُحِبٌّ لِمَنْ اَحَبَّهُمْ اِنَّهُمْ مِنّى وَ اَنَا مِنْهُمْ فَاجْعَلْ صَلَواتِکَ وَ بَرَکاتِکَ وَ رَحْمَتَکَ وَ غُفْرانَکَ وَ رِضْوانَکَ عَلَىَّ وَ عَلَیْهِمْ وَ اَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهِّرْهُمْ تَطْهیراً فَقالَ اللَّهَ عزَّ وَ جَلَّ: یا مَلائِکَتى وَ یا سُکَّانَ سَمواتى اِنّى ما خَلَقْتُ سَماءً مَبْنِیَّةً، وَ لا اَرْضاً مَدْحِیَّةً وَ لا قَمَراً مُنیراً وَ لا شَمْساً مُضیئَةً وَ لا فَلَکاً یَدُورَ وَ لا فُلْکاً یَسْرى اِلَّا فى مَحَبَّةِ هؤُلاءِ الْخَمْسَةِ الَّذینَهُمْ تَحْتَ الْکِساءِ فَقالَ الْأَمینُ جَبْرَئیلُ یا رَبِّ وَ مَنْ تَحْتَ الْکِساءِ فَقالَ اللَّهُ عزَّ وَ جَلَّ هُمْ اَهْلُ بَیْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَعْدِنُ الرِّسالَةِ وَ هُمْ فاطِمَةُ وَ اَبُوها وَ بَعْلِها وَ بَنُوها فَقالَ جَبْرَئیلُ یا رَبِّ اَتَأْذَنُ لى اَنْ اَهْبِطَ اِلَى الْأَرْضِ لِأَکُونَ مَعَهُمْ سادِساً فَقالَ اللَّهُ نَعَمْ، قَدْ اَذِنْتُ لَکَ فَهَبَطَ الْأَمینُ جَبْرَئیلُ وَ قالَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا رَسُولَ‏اللَّهِ اَلْعَلِىُّ الْأَعْلى یُقْرِئُکَ السَّلامَ وَ یَخُصُّکَ بَالتَّحِیَّةِ وَ الْإِکرامِ، وَ یَقُولُ لَکَ وَ عِزَّتى وَ جَلالى اِنّى ما خَلَقْتُ سَماءً مَبْنِیَّةً وَ لا اَرْضاً مَدْحِیَّةً وَ لا قَمَراً مُنیراً وَ لا شَمْساً مُضیئَةً وَ لا فَلَکاً یَدُورُ وَ لا بَحْراً یَجْرى وَ لا فُلْکاً یَسْرى اِلَّا لِأَجْلِکُمْ وَ مَحَبَّتِکُمْ وَ قَدْ اَذِنَ لى اَنْ اَدْخُلَ مَعَکُمْ فَهَلْ تَأْذَنُ لى یا رَسُولَ‏اللَّهِ فَقالَ رَسُولَ‏اللَّهِ وَ عَلَیْکَ السَّلامُ یا اَمینَ وَحْىِ‏اللَّهِ، نَعَمْ، قَدْ اَذِنْتُ لَکَ فَدَخَلَ جَبْرَئیلُ مَعَنا تَحْتَ الْکِساءِ فَقالَ جَبْرَئیلُ لَأَبى اِنَّ اللَّهَ قَدْ اَوْحى اِلَیْکُمْ یَقُولُ اِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً فَقالَ عَلِىٌّ لِأَبى یا رَسُولَ‏اللَّهِ، اَخْبِرْنى ما لِجُلوُسِنا هذَا تَحْتَ الْکِساءِ مِنَ الْفَضْلِ عِنْدَاللَّهِ فَقالَ النَّبِىُّ وَالَّذى بَعَثَنى بِالْحَقِّ نَبِیّاً وَاصْطَفانى بِالرِّسالَةِ نَجِیّاً ما ذُکِرَ خَبَرُنا هذا فى مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلٍ اَهْلِ الْأَرْضِ وَ فیهِ جَمْعٌ مِنْ شیعَتِنا وَ مُحِبّینا اِلَّا وَ نَزَلَتْ عَلَیْهِمُ الرَّحْمَةُ وَ حَفَّتْ بِهِمُ الْمَلائِکَةُ وَاسْتَغْفَرَتْ لَهُمْ اِلى اَنْ یَتَفَرَّقُوا فَقالَ عَلِىٌّ: اِذاً وَاللَّهِ فُزْنا وَ فازَ شیعَتُنا وَ رَبِّ الْکَعْبَةِ فَقالَ أَبى ثانِیاً یا عَلِىُّ وَالَّذى بَعَثَنى بِالْحَقِّ نَبِیّاً، وَاصْطَفانى بِالرِّسالَةِ نَجِیّاً ما ذُکِرَ خَبَرُنا هذا فى مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلِ اَهْلِ الْأَرْضِ وَ فیهِ جَمْعٌ مِنْ شیعَتِنا وَ مُحِبّینا وَ فیهِمْ مَهْمِّومٌ اِلَّا وَ فَرَّجَ اللَّهُ هَمَّهُ وَ لا مَغْمُومٌ اِلَّا وَ کَشَفَ اللَّهُ غَمَّهُ وَ لا طالِبُ حاجَةٍ اِلَّا وَ قَضَى اللَّهُ حاجَتَهُ فَقالَ عَلِىٌّ اِذاً وَاللَّهِ فُزْنا وَ سُعِدْنا وَ کَذلِکَ شیعَتُنا فازُوا وَ سُعِدُوا فِى الدُّنْیا وَالْأخِرَةِ وَ رَبِّ الْکَعْبَةِ

حرز حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها سلام الله علیها سلام الله علیها

حرز (بکسر حاء)، موضع محکم و حصین است. و در شرع، امرى است که معد براى محفوظ نگه داشتن اموال است. در عادت و عرف مانند خانه، خیمه. (1)

حرز به معانى زیر نیز مى‏باشد:

1- جاى استوار، پناهگاه 2- بهره، حظ، نصیب 3- دعایى که بر کاغذى نویسند و با خود دارند، بازوبند، چشم‏آویز، تعویذ. (2)

در بین ادعیه وارده در کتب دعا به دعاهائى برخورد مى‏کنیم که با تمسک به بعضى از اسماء و صفات خدا قلعه‏اى معنوى و حصن حصین در برابر حوادث و آفات براى انسان فراهم مى‏کنند اینگونه دعاها معروف به حرز مى‏باشند. معمولا همه ائمه و پیشوایان دینى داراى حرزهاى مخصوص مى‏باشند از جمله حرز حضرت زهرا سلام الله علیها سلام الله علیها علیهاالسلام این عبارات از این دعاست:

بسم اللَّه الرحمن الرحیم یا حى یا قیوم برحمتک استغیث فأغثنى و لا تکلنى الى نفسى طرفة عین ابدا و اصلح لى شأنى کله(3) اللَّهم بحقِّ العرش و من علاه، و بحقِّ الوحى و من اوحاه، و بحقِّ النَّبى و من نبَّاه، و بحقِّ البیت و من بناه، یا سامع کلِّ صوتٍ، یا جامع کُلِّ فوتٍ، یا بارى‏ءَ النُّفوس بعدالمَوت، صلِّ على محمَّدٍ و اهل بیته، و اتنا و جمیع المؤمنین والمؤمنات فى مشارق الارض و مغاربها، فرجاً من عندک عاجلاً، بشهادة ان لا اله الا اللَّه و اَنَّ محمداً عبدک و رسولک، صلَّى اللَّه علیه و اله، و على ذریَّته الطَّیبین الطَّاهرین، و سَلَّمَ تسلیماً کثیراً.

1ـ فرهنگ معارف اسلامى/ سید جعفر سجادى/ ج 2/ ص 250

2ـ فرهنگ معین

3ـ فاطمه زهرا سلام الله علیها سلام الله علیها علیهاالسلام شکوفه عصمت/ محمود جویبارى/ ص 228

دعاى نور و آثار آن

بسم اللَّه الرَّحمن الرَّحیم، بسم اللَّه النُّور، بسم اللَّه نور النُّور، بسم اللَّه نور على نور، بسم اللَّه الذى هو مدبِّر الامور، بسم اللَّه الذى خلق النُّور من النُّور، الحمد للَّه الذى خلق النُّور من النُّور، و انزل النُّور على الطُّور، فى کتابٍ مسطورٍ، فى رقٍ منشورٍ، بقدرٍ مقدورٍ، على نبّى محبورٍ، الحمد للَّه الذى هو بالعزِّ مذکورٌ، و بالفخر مشهورٌ، و على السرَّاء والضرَّاء مشکورٌ، و صلى اللَّه على سیدنا محمدٍ و اله الطَّاهرینَ.

سلمان گفت: چون از حضرت فاطمه علیهاالسلام آموختم آن را به خدا قسم به بیشتر از هزار نفر از اهل مکه و مدینه که مبتلا به تب بودند آموختم پس همه شفا یافتند باذن خدایتعالى.

زیارت حضرت زهرا سلام الله علیها سلام الله علیها سلام الله علیها

یا ممتحنة امتحنک اللَّه الذى خلقک قبل ان یخلقک، فوجدک لما امتحنک صابرة، و زعمنا انَّا لک اولیاء و مصدِّقون، و صابرون لکلِّ ما اتانا به ابوک صلى اللَّه علیه و اله، و اتى به وصیُّه، فانَّا نسئلک ان کنَّا صدَّقناک، الا الحقتنا بتصدیقنا لهما، لنبشر انفسنا بانَّا قد طهرنا بولایتک. و مستحب است نیز آنکه بگوید: السَّلام علیک یا بنت رسول‏اللَّه، السَّلام علیک یا بنت نبى‏اللَّه، السَّلام علیک یا بنت حبیب‏اللَّه، السَّلام علیک یا بنت خلیل‏اللَّه، السَّلام علیک یا بنت صفى‏اللَّه، السَّلام علیک یا یا بنت امین‏اللَّه، السَّلام علیک یا بنت خیر خلق‏اللَّه، السَّلام علیک یا بنت افضل انبیاء اللَّه و رسله و ملائکته، السَّلام علیک یا بنت خیر البریة، السَّلام علیک یا سیدة نساء العالمین من الاولین والاخرین، السَّلام علیک یا زوجة ولى اللَّه و خیر الخلق بعد رسول‏اللَّه، السَّلام علیک یا امَّ الحسن والحسین سیدى شباب اهل‏الجنة، السَّلام علیک ایَّتها الصدیقة الشَّهیدة السَّلام علیک ایتها الرَّضیة المرضیَّة، السَّلام علیک ایتها الفاضلة الزکیة، السَّلام علیک ایتها الحوراء الانسیَّة، السَّلام علیک ایتها التَّقِیَّةُ النَّقِیَّة، السَّلام علیک ایَّتها المحدَّثة العلیمة السَّلام علیک ایتها المظلومة المغصوبة، السَّلام علیک ایَّتها المضطهدة المقهورة، السَّلام علیک یا فاطمة بنت رسول‏اللَّه و رحمة اللَّه و برکاته، صلى اللَّه علیک و على روحک و بدنک اشهد انک مضیت على بینة من ربک، و ان من سرک فقد سر رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و اله، و من جفاک فقد جفا رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و اله، و من اذاک فقد اذى رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و اله، و من وصلک فقد وصل رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و اله، و من قطعت فقد قطع رسول‏اللَّه صلى اللَّه علیه و اله، لانک بضعة منه و روحه الذى بین جنبیه، کما قال صلى اللَّه علیه و اله، اشهد اللَّه و رسله و ملائکته انى راض عمن رضیت عنه، ساخط على من سخطت علیه، متبرء ممن تبرئت منه، موال لمن والیت، معاد لمن عادیت، مبغض لمن ابغضت، محب لمن احببت، و کفى باللَّه شهیدا و حسیبا و جازیا و مثیبا. پس صلوات مى‏فرستى بر حضرت رسول و ائمه اطهار علیهم‏السلام. مؤلف گوید: که ما در روز سوم جمادى الآخرة زیارتى دیگر براى حضرت فاطمه صلوات‏اللَّه‏علیها نقل کردیم و علماء نیز زیارت مبسوطى براى آن مظلومه نقل کرده‏اند و آن مثل همین زیارت است که از شیخ نقل کردیم اول آن: (السَّلام علیک یا بنت رسول‏اللَّه) است تا (اشهد اللَّه و رسله و ملائکته) که از اینجا به بعد به این نحو است: اشهد اللَّه و ملائکته انى ولى لمن والاک، و عدو لمن عاداک، و حرب لمن حاربک، انا یا مولاتى بک و بابیک و بعلک، و الائمة من ولدک موقن، و بولایتهم مؤمن، و لطاعتهم ملتزم، اشهد ان الدین دینهم، والحکم حکمهم، و هم قد بلغوا عن اللَّه عزَّ و جلَّ، و دعوا الى سبیل‏اللَّه بالحکمة والموعظة الحسنة، لا تاخذهم فى اللَّه لومة لائم، و صلوات اللَّه علیک و على ابیک و بعلک، و ذریتک الائمة الطاهرین، اللهم صل على محمد و اهل بیته، و صل على البتول الطاهرة، الصدیقة المعصومة، التقیة النقیة، الرضیة المرضیة، الزکیة الرشیدة، المظلومة المقهورة، المغصوبة حقها، الممنوعة ارثها، المکسورة ضلعها، المظلوم بعلها، المقتول ولدها، فاطمة بنت رسولک و بضعة لحمه، و صمیم قلبه، و فلذة کبده، و النخبة منک له، والتحفة خصصت بها وصیه، و حبیبة المصطفى، و قرینة المرتضى، و سیدة النساء، و مبشرة الاولیاء، حلیفة الورع والزهد، و تفاحة الفردوس، والخلد التى شرفت مولدها بنساء الجنة، و سللت منها انوار الائمة، و ارخیت دونها حجاب النبوة، اللهم صل علیها صلوة تزید فى محلها عندک و شرفها لدیک، و منزلتها من رضاک، و بلغها منا تحیة و سلاما، و اتنا من لدنک فى حبها فضلا و احسانا، و رحمة و غفرانا انک ذوالعفو الکریم. مؤلف گوید: که شیخ در تذهیب فرمود: که آنچه روایت شده در فضل زیارت آن معظمه بیشتر است از آنکه احصاء شود. و علامه مجلسى از مصباح‏الانوار نقل کرده که از حضرت فاطمه صلوات‏اللَّه‏علیها روایت شده که فرمود: پدرم با من فرمود: که هر که بر تو صلوات بفرستد بیامرزد حق تعالى او را و محلق سازد

نماز حضرت زهرا سلام الله علیها

و از جمله نمازها نماز حضرت فاطمه علیهاالسلام است. روایت شده که حضرت فاطمه علیهاالسلام دو رکعت نماز مى‏کرد که جبرئیل تعلیم او کرده بود در رکعت اول بعد از سوره‏ى حمد صد مرتبه سوره‏ى قدر و در رکعت دوم بعد از حمد صد مرتبه سوره‏ى توحید مى‏خواند و چون سلام مى‏گفت این دعا را مى‏خواند: سبحان ذى العز الشامخ المنیف، سبحان ذى الجلال الباذخ العظیم، سبحان ذى الملک الفاخر القدیم، سبحان من لبس البهجة والجمال، سبحان من تردى بالنور والوقار، سبحان من یرى اثر النمل فى الصفا، سبحان من یرى وقع الطیر فى الهواء، سبحان من هو هکذا لا هکذا غیره. و سید گفته است که روایت دیگر وارده شده است که بعد از این نماز تسبیح مشهور حضرت فاطمه علیهاالسلام را که بعد از هر نماز خوانده مى‏شود بخواند و بعد از آن صد مرتبه صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد. و شیخ در مصباح المتهجدین فرموده نماز حضرت فاطمه علیهاالسلام دو رکعت است در رکعت اول حمد و صد مرتبه قدر در رکعت دوم حمد و صد مرتبه توحید و چون سلام داد تسبیح زهرا سلام الله علیها سلام الله علیها علیهاالسلام بخواند پس بگوید سبحان ذى العز الشامخ تا آخر تسبیح که ذکر شد. پس فرمود سزاوار است کسى که این نماز را بجا مى‏آورد چون از تسبیح فارغ شود زانوها و ذراعها را برهنه نماید و بچسباند همه‏ى مواضع خود را بر زمین بدون حاجز و حائلى و حاجت بخواهد و دعا کند آنچه مى‏خواهد و بگوید در همان حال سجده: یا من لیس غیره رب یدعى، یا من لیس فوقه اله یخشى، یا من لیس دونه ملک یتقى، یا من لیس له وزیر یؤتى، یا من لیس له حاجب یرشى، یا من لیس له بواب یغشى، یا من لا یزداد على کثرة السؤال الا کرما و جودا، و على کثرة الذنوب الا عفوا و صفحا، صل على محمد و ال محمد، وافعل بى کذا و کذا. و به جاى این کلمه حاجات خود را از خدا بخواهد. نماز دیگر از حضرت فاطمه علیهاالسلام شیخ و سید روایت کرده‏اند از صفوان که محمد بن على حلبى روز جمعه خدمت حضرت صادق علیه‏السلام شرفیاب شد و سؤال کرد که مى‏خواهم مرا عملى تعلیم فرمائى که بهترین اعمال باشد در این روز، حضرت فرمود: که من نمى‏دانم کسى را که بزرگتر باشد نزد رسول خدا (ص) از حضرت فاطمه (س) و نمى‏دانم چیزى را افضل از آنچه تعلیم کرد پیغمبر (ص) فاطمه را فرمود: که هر که صبح کند در روز جمعه پس غسل کند و قدمها را بگستراند و چها رکعت نماز کند بدو سلام بخواند در رکعت اول بعد از حمد توحید پنجاه مرتبه و رکعت دوم بعد از حمد والعادیات پنجاه مرتبه و در رکعت سوم بعد از حمد «اذا زلزلت» پنجاه مرتبه و در رکعت چهارم بعد از حمد «اذا جاء نصراللَّه» پنجاه مرتبه و این سوره‏ى نصر است و آخر سوره‏ایست که نازل شده و چون از نماز فارغ شود این دعا بخواند:

الهى و سیدى من تهیا او تعبى او اعد او اعد او استعد، لوفادة مخلوق رجاء رفده، و فوائده و نائله، و فواضله و جوائزه، فالیک یا الهى کانت تهیئتى و تعبیتى، و اعدادى و استعدادى، رجاء فوائدک و معروفک، و نائلک و جوائزک، فلا تخیبنى من ذلک، یا من لا تخیب علیه مسئلة السائل، و لا تنقصه عطیة نائل، فانى لم اتک بعمل صالح قدمته، و لا شفاعة مخلوق رجوته، اتقرب الیک بشفاعته، الا محمدا و اهل بیته صلواتک علیه و علیهم، اتیتک ارجو عظیم عفوک، الذى عدت به على الخطائین عند عکوفهم على المحارم، فلم یمنعک طول عکوفهم على المحارم ان جدت علیهم بالمغفرة، و انت سیدى العواد بالنعماء، و انا العواد بالخطاء، اسئلک بحق محمد و اله الطاهرین، ان تغفر لى ذنبى العظیم، فانه لا یغفر العظیم الا العظیم، یا عظیم یا عظیم یا عظیم یا عظیم یا عظیم یا عظیم یا عظیم. مؤلف گوید: که سید بن طاووس در جمال الاسبوع از براى هر یک از ائمه علیهم‏السلام نمازى با دعا ذکر نموده شایسته است در اینجا ذکر شود.

فرموده: نماز امام حسن علیه‏السلام در روز جمعه و آن چهار رکعت است مثل نماز امیرالمؤمنین علیه‏السلام. نماز دیگر از آن حضرت در روز جمعه و آن نیز چهار رکعت است در هر رکعت حمد یک مرتبه و قل هو اللَّه احمد بیست و پنج مرتبه.

انگشتر حضرت زهرا سلام الله علیها سلام الله علیها

یکى از افرازهاى زینتى براى زنان و مردان از قدیم‏الایام انگشتر بوده و هست. اما آنچنانکه از روایات دینى و از سیره پیامبر صلى اللَّه علیه و آله (1) و ائمه طاهرین برمى‏آید جنبه تزئینى انگشتر در فرهنگ دینى به عنوان هدف اول و آخر نیست بلکه استفاده از انگشتر جنبه متذکر بودن به اسماء الهى داشته به نوعى پناهندگى به اسماء حضرت حق از مکائد شیطانى و غفلتها است.

علاوه بر این نقش انگشتر، خود علامت و نشان‏دهنده ویژگیهایى در مورد اولیاء خدا است. به همین دلیل نقش انگشترى آنان متفاوت از همدیگر بوده است.

از اقوال تاریخى نقل شده در مورد زندگى حضرت زهرا سلام الله علیها علیهاالسلام ثابت مى‏شود ایشن داراى انگشترى به جنس نقره و نقش مخصوص که مزین به اسماء متبرکه الهى یا پیامهاى معنوى دیگر است، بوده‏اند.

نقش انگشترى آن حضرت امن المتوکلون، (آنان که توکل مى‏کنند، در امانند) بود. و نیز گفته شده که نقش آن اللَّه ولى عصمتى، (خداوند نگهدار و ولى عصمت و پاکى من است) بوده است.

گفته شده است که انگشتر حضرت نقره‏اى و نقش آن نعم القادر اللَّه و یا امن المتوکلون بود و یادآور شده‏اند که نقش این کلمات در نگین انگشترى تأثیر عجیبى در دفع دشمنان و نگهدارى اموال و اولاد و بدن از شر انس و جن و شیاطین و تمام ناراحتى‏ها و آفات و بدیها و بلیات دارد. و گفته شده است که نقش انگشتر آن حضرت نقش انگشترى حضرت سلیمان بن داود یعنى سبحان من الجم الجن بکلماته بوده است. (2)

1ـ براى آشنایى بیشتر به کتاب حلیةالمتقین و زندگى چهارده معصوم مراجعه کنید.

2ـ فاطمه زهرا سلام الله علیها علیهاالسلام شادمانى دل پیامبر/ ص 902.

به امید روزی که در عمل عامل به فرمایشات بیشتر این برگزیدگان الهی بوده تا با اعمالمان باعث نارضایتی بیشتر یگانه وارث آنان منجی عالم بشریت و ناموس دهر و عدالت گستر جهان نبوده باشیم و بتوانیم با عمل خود شیعه بودن خود را به تمام معنی و بعینیت به اثبات رسانده ، تا بلکه در عالم محشر در حضور این بزرگواران از عملکرد خود بیشتر سرافکنده نبوده باشیم و انطوری که ایشان سفارش بندگی را نموده اند ، بندگی محض خدا را نموده باشیم باشد که وظیفه اولیه هر مومن است .

 

۱۳۸٩/٢/٢٧ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ توسط سید خلیل شاکری(شاکر) نظرات ()
تگ ها: الگو و اسوه و حریت و فاطمه