هستی انسان

دنیا یک زندون تلخ و سرد و غمگین و تاریکه که در کورترین نقطه قلبت عمیق بودن فانی بودن دنیا رو حس میکنی و با چشمان اشک آلود قلبت مواجه میشوی که نه مانند عشق مجازی است و نه برای حسهای عاشقانه الکی.هنگامی که در کودکی خود را احساس میکنی که غمی در نقطه کور قلبت به وجود میاید که غمی از خودت بزرگتر است ولی در قلبت جای گرفته.این اشک من مانند قصه های عشقی نیست فقط نیاز به خود نگری دارد.نیاز به این دارد که هستی خود را احساس کند و با قل قل آبی که در درون کوهی سرچشمه میگیرد تمام زمان ها را به میل خود خوشبخت بیند.نمی خواهم از شعرهای عاشقانه الکی یا از حسهای عاشقانه توی قصه ها و دروغین سخن بگوییم.از کودکی طعم دل گرفته بودن را چشیدم .حسی در وجودم بود که مرا تشنه نگه داشت واز ولایت سیراب نکرد و باور فنای   حقیقی و بقای جاودانی در درون هستی ام جان گرفت.زندگی محل راز و نیاز و ذخیره توشه آخرت است.در این صورت زندگی خوشبختی است و بر بال نقره ای آزادی نشستن و رفتن بر فراز قصه ها و آسمان آبی و زندگی عارفانه طلایی است.در نقاط کور قلبت نیازمندانه در جستجوی چشمه آب حیات کوثری بی تاب وبی قرار به هر سو همچو هاجر ابراهیم نبی ع مابین صفای صدق و مروای صداقت بدنبال سیراب نمودن اسماعیل وجودت هستی و چون از همه نا امید گشته و رانده شدی  همه اینها جهت وصل شدن و رسیدن به گمگشته حقیقی خود که بجز از طریق شرع نبوی و ولایت علوی میسر نمی باشد بوده و آنزمان است که عاشق به معشوق خود رسیده و راحت جان به جان آفرین در راه معشوق تسلیم می نماید چون دیده بصیر تاب وتوان منظره معشوق را ندارد خوشا بحال علماء ربانی و عرفاء صمدانی که بمعشوق خود با دیده دل نگریسته و تحمل دیدارشان را دارند لذا از خدا خواهانیم بحق مولا علی ع و بحق دلسوخته گان و بحق نیاکان و پاکان به ما نیز آن توفیق را عنایت فرموده تا پایمان بتوانیم جای رد پای عاشقان واقعی خدا بگذاریم و همچنین از خدا خواهانیم که جوانان این مرز و بوم را و ما را از شر شرارت های خوش سمای عرفان نماهای اخلاطی و التقاطی و وارداتی مصون بدارد آمین یا رب العالمین

 

 

 

۱۳۸۸/۱۱/۱٢ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ توسط سید خلیل شاکری(شاکر) نظرات ()